فقر
فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی.
قر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی.
فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه.
فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری.
فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه.
فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه.
فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنیفقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت
فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری.
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت



















فقر،گرسنگی نیست،ع …. یانی هم نیست. فقر،چیزی را ” نداشتن ” است،ولی،آن چیز پول نیست،طلا و غذا نیست
فقر،همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند.فقر،کتیبه سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند
فقر،پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود
فقر،همه جا سر میکشد. فقر،شب را ” بی غذا ” سر کردن نیست. فقر،روز را ” بی اندیشه” سر کردن است
(دکتر علی شریعتی)
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 16:2 توسط سپيدار
|





