پسر كوچولوگفت گاهي قاشق از دستم مي افتد...

Smilehaa

پيرمردگفت من هم همينطور

پسر كوچولوزير لب گفت گاهي شلوارم را خيس ميكنم

پيرمردگفت من هم همينطور

پسرك گفت من گاهي گريه ميكنم

پيرمردگفت من هم همين طور

پسركوچولو گفت واز همه بدتر اينكه بزرگترها به من توجه نميكنند.

وگرما ي دستي پير وچروكيده را روي دست خودش احساس كرد.پيرمردگفت به منم همين طور...