پسر كوچولو و پير مرد

پيرمردگفت من هم همينطور
پسر كوچولوزير لب گفت گاهي شلوارم را خيس ميكنم![]()
پسرك گفت من گاهي گريه ميكنم 
پيرمردگفت من هم همين طور
پسركوچولو گفت واز همه بدتر اينكه بزرگترها به من توجه نميكنند.
وگرما ي دستي پير وچروكيده را روي دست خودش احساس كرد
.پيرمردگفت به منم همين طور...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۱ ساعت 10:29 توسط سپيدار
|
